عضویت در گروه دریافت

اس ام اس و مطالب جدید

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

چی گفت دات کام | فال واقعی, اس ام اس,جوک,جملات سنگین

سايت اس ام اس چي گفت
طالع بینی
طالع بینی فروردین طالع بینی اردیبهشت طالع بینی خرداد طالع بینی تیر طالع بینی مرداد طالع بینی شهریور طالع بینی مهر طالع بینی آبان طالع بینی آذر طالع بینی دی طالع بینی بهمن طالع بینی اسفند
ترین های سایت!

فال حافظ

فال تاروت

فال و طالع بینی واقعی

موضوعات
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 1424
  • تعداد نظرات : 3557
  • بازدید امروز : 820
  • بازدید دیروز : 1896
  • کل بازدیدها : 8197702
  • خروجی فید امروز : 18
  • ورودی گوگل امروز : 9
  • میانگین ارسال : 0.71
  • میانگین نظرات : 1.78
  • افراد آنلاین : 5 نفر
آخرین دیدگاه ها

اعلانات

چی گفت در ستــاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثـبـت شده است.

کپـی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

دوست داران چی گفت، سایت رو با نام اس ام اس خنده دار در وب خود لینک کنند.

10 درصد تخفیف تالار بزرگ عرشیا

تالار بزرگ عرشیا

سری جدید یکی از فانتزیام اینه که…

فانتزی فانتزی فانتزی فانتزی فانتزی فانتزی فانتزی فانتزی

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام اینه که تهیه کننده برنامه کودک بشم بعدش به جای این خاله ها عمه بیارم !
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه که وقتی اعصابم خورده بزنم مخاطب خاصمو لهش کنم بعد پلیس بیاد منو بگیره بندازه زندان ،منم از زندان فرار کنم در حین فرار از پشت تیر بخورم و از هوش برمو وقتی به هوش میام ببینم روی ویلچر نشستمو از دماغ به پایین فلج شدم که درس عبرتی بشه برای سایرین !

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزی هام اینه که وقتی روی صندلی مترو نشستم یه لحظه بلند شم ملت که هجوم آوردن سمت صندلی موبایلمو از جیبم دربیارم بشینم

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه که صدای کلاغ دربیارم :|بعد که همه مسخره ام کردن و بهم خندیدن ، یهو ناراحت بشم ،پرواز کنم برم دیوونه هم نیستم اصن….

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکـــی از فانتزیام اینه وقتـــــی عصبانی میشـــم………مثــل تو فیلـــما بزنم آیــنه رو بشـــکونمولــــی نمیشه چون بعدش مامانــم جـــــــــــــــِـــــرَم میده 😐
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از لذت های زندگیم اینه که وقتی توقطار مترو رو صندلی نشستم الکی بلند شم همین که میخوان بیان جام بشینن مانتومو صاف کنم و بشینم سر جام !

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فنتزیام اینه که :تابستون یه خواستگار کچل واسم بیاد که کلاه گیس سرش گذاشته باشه…بعد ما تعارف کنیم بشینه جلوی کولر…بعد که نشست من کولرو بزنم دور تندش…کلاشو باد ببره و همه بهش بخندن….عایا این فانتزیه؟؟؟؟مردم آزاریه؟؟؟؟گزینه ۳؟؟همه موارد؟؟!!!!!!!!!!خدا این شادیارو ازمون نگیره….

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه که مامانم داره سیب زمینی سرخ میکنه…بعد من یواشکی میام تو آشپزخونه یهو درحالی که کفگیر دستشه…بر میگرده سمت من…منم کرک و پرم میریزه…!بعد یهو یه لبخند بهم میزنه و میگه:“بیا سیب زمینی سرخ کرده واسه تو درست کردم عزیزم،بیا نیازی نیست بترسی همه ش واسه تو”اصن دیگه اشک شوق تو چشمام جمع شده………

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه که سر سفره عقد وقتی عاقد میگه وکیلم؟بپرم وسط سفره عقد داد بزنم:نه نـــــــــه!

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

فانتزی مسخره من است دیگر
.
.
.
.
گاهی دلم میخواست از شیر اب نوشابه بیاید:)
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام اینه که توی کوهستان ویلا داشته باشم،یه حموم داشته باشه که سقفش از شیشه باشه،تازه برف پاک کن هم داشته باشه !منم وقتی برف میاد برم زیر دوش دراز بکشم !بعد چندتا قورباغه ، از این سبزا ، از اون بالا منو نیگا کنن !شما دکتر سراغ دارین واسم؟!!!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فانتزیام این که مخاطب خاص ام هی زرت و زرت شارژ ۵تومنی بفرسته برام که امتیازم ۲۰۰ شه بعد تو جشنواره هزاران لبخند همراه اول ۱۰۰میلیون برنده شمبعد محل سگ بهش نزارم خخخخخخخخخ خبیث هم خودتی

———-یکی از فانتزیام———-

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیام اینه روز آخر ترم که نشستـم سر کلاس استاد موقعی که داره حضور غیاب میکنه اسمِ منو بخونه بعد با صدای پر از درد وخسته بگم: “حاضر”بعد استاد بگه آقا شما ۷ جلسه غیبت داشتیحذفی این درس و ایشاا… ترم بعد،بعد بلند شم و استاد و نگاه کنم همینجوری که کلاس رفته تو سکوت آروم آروم برم سمت استاد …بعد که رسیدم جلوی استاد بگم:ببین! منو از حذف کردن میترسونی ؟بعد محکم بکوبم رو میز داد بزنم دِ لعنتی حرف بزن…منو از حذف کردن میترسونی ؟بعد بچه ها میان جدام کنن منو از استاد دور کنن همینجوری که دارم از کلاس میرم بیرون داد میزنم :برو از خدا بترس …من چیزی واسه از دست دادن ندارم …من زندگیم و باختم لعنتی …بعد همینطوری که همه کپ کردن یه کلّه محکم میکوبم به دربعدش در خورد میشه بعد من خـــونی و مـــالـی از کلاس میرم بیرون بعد اصغر فرهادی میگه کــــات … آفرین … آفرین بعد میـــاد جلو صورتم و میبوسه من میگم مخلصیم عمو اصغر…کاری بود که بر میومد دیگه همه تشویق ســـوت اصن یه حــالی میده …من یه همچین توهمـــایـی میزنم یعنی …

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فانتزیام اینه که پورشه پانامرا دیدم باعجله سوار شم بگم چرا دیر اومدی بعدش که راننده رو دیدم بگم : ااا ببخشید فک کردم بابامه !بعد پیاده شم
———-یکی از فانتزیام———-
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فانتزیام اینه که یه پتو اختراع بشه که سوراخ سوراخ باشه ، واسه ماهایی که همیشه گرممونه ولی بی پتو هم خوابمون نمیبره خخخخخخ
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

امروز داشتم برمیگشتم خونه یه مرده ازم پرسید افق کجاست؟گفتم: همینو مستقیم بری تو افق محو میشی دیدم بد نگاه کرد
شایدم نفهمید چی گفتم بهش گفتم:کجا بهتون ادرس دادن؟گفت: کوچه ی کنار مروارید نگو یارو موسسه زبان افق رو میگفت.اینقدر ضایع شده بودم که نفهمیدم چه جوری خودمو محو کنم
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام اینه بفهمم جرا با اینکه سالهاست در تولید گوجه فرنگی خود کفا شدیم اما هنوز اسمش به گوجه ملی تغییر نمیکنه
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فانتزیام اینه که با یه پسر فقیر دوست بشم بعد دو سه ماه که فهمید عاشقشم بگه که پسر بزرگترین تاجر ایرانه و داشته عشق منو امتحان میکرده ! بعد منم ناراحت شم باهاش کات کنم …

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام اینه که دختر همسایمون تیر بخوره بعد سریع با هلیکوپتر برسونمش بیمارستان بعد دکتر بگه: اوه خدای من ! این گروه خونیش خَـعلی کم یابه ! بعد پرستار با قیافه ی عاشوفته به دکتر بگه دکتر نبضش ضعیف شده باید هرچه زود تر بهش خون برسونیم بعد مادر دختر همسایمون شروع کنه به گریه کردن , پدرش به دکتر بگه دِ عـاخه لامـــــصب یه نگاهی به دور و بَـرت بـنداز ! دخترم داره جون میده ! بعد دکتر داد بزنه بزنه کسی نیست این فداکاری رو انجام بده!؟ بعد من در حالی که دارم هلیکوپترو خاموش میکنم و سوییچشو در میارم , از هلیکوپتر بیام بیرون و با یه لبخنده ملیح آستینمو بزنم بالا به دکتر بگم بیا بزن بعد پدر دختر همسایمون با لبخند بگه چرا دیر کردی داماده گــُلم ؟بعد من برم توی اتاق عمل بعد که دختره بهوش اومد بگه ، پس عشق من کوش ؟ بعد باباش از پنجره به افق خیره بشه و لبخند رضایت بگه ، متاسفانه باید بگم به خاطـره ها پـیـوست روحـش شاد …

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام همیشه این بوده که توی سیستم عامل ویندوز یک مشکل پیدا کنم بفرستم براشون بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیاامریکا تو مجموعه من ، دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش ، خونه ماشین پول همه چی میدم بهت . . .منم بعد از یک دقیقه سکوت بگم : خیلی دلم میخواد اما من متعلقم به این مردمم

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام اینه که با دوستام برم ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ !ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ !ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ . . .ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ , ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ. . .ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ . . .ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤﺸﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ . . .ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ ، خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ نارنجی داره پشت سرم غروب میکنه یه تًف مارکدار بندازمو برم تو افق محو شم .
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام اینه که سر میز شام وختی که همه دارن غذا میخورن من هی با غذام بازی کنم بعد بابام خَعلی باکلاس بهم بگه آ قربونش برم چرا غذاتو نمیخوری ؟ بعد من با یه لبخند ملیح بگم مرسی پدر میل ندارم … ولی لامصب یا همیشه مِث گاو میخورم یا بابام یه خورده سنگین برخورد میکنه و کلمات رکیک استفاده میکنه که چون اینجا خونواده نشسته از گفتنش معذورم
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزی هام اینه برم سره کلاس هندسه،… بگم این درسا بسه کاشکی این زنگ بخور دل به دلدار برسه !!بعد استاد حذفم کنه !من پاشم نگامو بندازم توو نگاش درحالی که میرم تو افق،بگم خوب دستِ منو خوندی منو بدجوری سوزوندی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزی های من اینه که برعکس همه که کم کم توی افق محو میشن من از افق بیام بیرون و کم کم پدیدار بشم ….آرهههههه ، یه همچین آدمیم من …!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

———-یکی از فانتزیام———-

یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پودار تصادف کنه من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه تمام زندگیش به نام من بزنه و بمیره .وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولا بگیرن همه چیز بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها اونی که با ارزش بود پدرتون بود
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

به مامانم میگم موهام میریزه،میگه کمتر برو اینترنت !!!خواستم بگم اگه دردی،مرضی،سرطانی چیزی دارین بگین از مامانم بپرسم دلیلش چیه !!!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

دسته بندی: فانتزی های من


نویسنده: Soheil
تاریخ: ۱۳۹۳/۰۲/۱۱
بازدید: 9812
بدون دیدگاه

ارسال نظر (نظرات ارسال شده: بدون دیدگاه)


5 + 3 =

صفحات ویژه
آرزو میکنم اعتراف میکنم حرف دل آهنگ پیشواز ایرانسل آهنگ پیشواز همراه اول