عضویت در گروه دریافت

اس ام اس و مطالب جدید

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

چی گفت دات کام | فال واقعی, اس ام اس,جوک,جملات سنگین

سايت اس ام اس چي گفت
طالع بینی
طالع بینی فروردین طالع بینی اردیبهشت طالع بینی خرداد طالع بینی تیر طالع بینی مرداد طالع بینی شهریور طالع بینی مهر طالع بینی آبان طالع بینی آذر طالع بینی دی طالع بینی بهمن طالع بینی اسفند
ترین های سایت!

فال حافظ

فال تاروت

فال و طالع بینی واقعی

موضوعات
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 1424
  • تعداد نظرات : 3557
  • بازدید امروز : 2225
  • بازدید دیروز : 1919
  • کل بازدیدها : 8208406
  • خروجی فید امروز : 22
  • ورودی گوگل امروز : 11
  • میانگین ارسال : 0.71
  • میانگین نظرات : 1.77
  • افراد آنلاین : 3 نفر
آخرین دیدگاه ها

اعلانات

چی گفت در ستــاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثـبـت شده است.

کپـی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

دوست داران چی گفت، سایت رو با نام اس ام اس خنده دار در وب خود لینک کنند.

10 درصد تخفیف تالار بزرگ عرشیا

تالار بزرگ عرشیا

داستان آموزنده منصور حلاج

روزه-منصور-حلاج

داستان آموزنده منصور حلاج

ظهر یکی از روزهای رمضان بود. حسین بن منصور حلاج همیشه برای جزامی‌ها غذا می‌برد و آن روز هم داشت از خرابه‌ای که بیماران جزامی آنجا زندگی می‌کردند می‌گذشت. جزامی ها داشتند ناهار می‌خوردند.

ناهار که چه، ته‌مانده‌ی غذاهای دیگران و چیزهایی که در آشغال‌ها پیدا کرده بودند و چند تکه نان. یکی از جزامی‌ها بلند میشه به حلاج می‌گوید: «بفرما ناهار!»
حلاج می‌پرسد: «مزاحم نیستم؟»
می‌گویند: «نه، بفرما.»
حسین حلاج پای سفره جزامی‌ها می‌نشیند. یکی از جزامی‌ها می‌پرسد: «تو چطور که از ما نمی ترسی. دوستان تو حتی چندش‌شان می‌شود از کنار ما رد شوند، ولی تو الان…؟»
حلاج می‌گوید: «خب آنان الان روزه هستند برای همین این جا نمی‌آیند تا دلشان هوس غذا نکند.»
می‌پرسند: «پس تو که این همه عارفی و خداپرستی، چرا روزه نیستی؟»
می‌گوید: «نشد امروز روزه بگیرم…»
حلاج دست به غذاها می‌برد و چند لقمه می‌خورد، درست از همون غذاهایی که جزامی‌ها به آنها دست زده بودند. چند لقمه که می‌خورد، بلند می‌شود و تشکر می‌کند و می‌رود. موقع افطار حلاج لقمه‌ای در دهان می‌گذارد و می‌گوید: «خدایا روزه من را قبول کن.»
یکی از دوستاش می‌گوید: «ولی ما تو را دیدیم که داشتی با جزامی‌ها ناهار می‌خوردی!»
حسین حلاج در جوابش می‌گوید: «او خداست. روزه‌ی من برای خداست. او می‌داند که من آن چند لقمه غذا را از روی گرسنگی و هوس نخوردم. دل بنده‌اش را می‌شکستم، روزه‌ام باطل می‌شد یا با خوردن چند لقمه غذا؟»

محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب


نویسنده: Soheil
تاریخ: ۱۳۹۳/۰۷/۲۶
بازدید: 12422
بدون دیدگاه

ارسال نظر (نظرات ارسال شده: بدون دیدگاه)


+ 2 = 7

صفحات ویژه
آرزو میکنم اعتراف میکنم حرف دل آهنگ پیشواز ایرانسل آهنگ پیشواز همراه اول