عضویت در گروه دریافت

اس ام اس و مطالب جدید

آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

چی گفت دات کام | فال واقعی, اس ام اس,جوک,جملات سنگین

سايت اس ام اس چي گفت
طالع بینی
طالع بینی فروردین طالع بینی اردیبهشت طالع بینی خرداد طالع بینی تیر طالع بینی مرداد طالع بینی شهریور طالع بینی مهر طالع بینی آبان طالع بینی آذر طالع بینی دی طالع بینی بهمن طالع بینی اسفند
ترین های سایت!

فال حافظ

فال تاروت

فال و طالع بینی واقعی

موضوعات
آمار سایت
  • تعداد مطالب : 1424
  • تعداد نظرات : 3557
  • بازدید امروز : 123
  • بازدید دیروز : 2043
  • کل بازدیدها : 8200888
  • خروجی فید امروز : 14
  • ورودی گوگل امروز : 1
  • میانگین ارسال : 0.71
  • میانگین نظرات : 1.78
  • افراد آنلاین : 12 نفر
آخرین دیدگاه ها

اعلانات

چی گفت در ستــاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثـبـت شده است.

کپـی برداری از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

دوست داران چی گفت، سایت رو با نام اس ام اس خنده دار در وب خود لینک کنند.

10 درصد تخفیف تالار بزرگ عرشیا

تالار بزرگ عرشیا

خاطرات جالب و خنده دار دوران مدرسه

34539edb4001

خاطرات جالب و خنده دار دوران مدرسه

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود

از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !

وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود

… … … … … … … … … … … …

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

… … … … … … … … … … … …

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :

یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !


محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

Soheil
۱۳۹۳/۰۷/۰۵
بازدید: 17356
بدون دیدگاه
ادامه مطلب رو دنبال کن ...

خاطره به یاد موندنی دانشگاه

دانشگاه بودم وقته خالی داشتم رفتم سر کلاس اخلاق اسلامی توی اون یکی دانشکدمون مهمان نشستم که استاد گفت :

شما که نیشت بازه پاشو برو تخته رو پاک کن ,منم گفتم نمیرم استاد!!!

گفت ینی چی ؟چرا نمیری؟

میگم پاشو تخته رو پاک کن منم خیلی جدی بلند شدم گفتم:دوس ندارم بچه ها قهرمان کلاسشون رو تو این صحنه ببینن !!

بچه ها زدن زیر خنده….

بعد اومد تلافی کنه داشتم میرفتم پای تخته گفت خوشگل پسر از این لباس ها که تنته مردونش هم هست؟؟؟

منم خیلی ریلکس گفتم استاد اگه واسه شوهرتون میخواید سایزش تموم شده!!!

دوباره کلاس ترکید از خنده

و برگشت گفت :خوشمزه حالا خودت حذف میکنی یا من حذفت کنم ؟؟؟

منم دوباره جدی گفتم :

واس ی قهرمان هیچ فرقی نمیکنه استاد!!!

حسابی قاطی کرد رفت سمت لیست…گفت اسمت چیه بلبل زبون؟؟؟

منم گفتم کوچیکه شماامید هستم استاد لیست رو نگاه کرد گفت امید چی؟؟؟

منم خیلی جدی صدامو کشیدم گفتم :

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

امــــیـــــــــــده جهان!!!

به جان خودم کلاس منفجر شد

,ماژیکشو پرت کرد جاخالی دادم از بالا سرم رد شد و دویدم در کلاس رو بستم و فرار کردم!!!

خاطرات یک مشروط موفق


محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

دسته بندی: خاطرات خنده دار
Soheil
۱۳۹۳/۰۲/۳۱
بازدید: 14352
۱ دیدگاه
ادامه مطلب رو دنبال کن ...

جمله های نوستالژی

جمله های نوستالژی

درجهان هرگزمشومدیون احساس کسی

تانباشدرایگان مهرت گروگان کسی

گوهرخودرامزن برسنگ هرناقابلی

صبرکن پیداشودگوهرشناس قابلی

*****جمله های نوستالژی*****

خوش به حال فرهاد….

تنها غم زندگیش شیرین بود.

*****جمله های نوستالژی*****

دختری که سرش به تنش می ارزه، هیچ وقت واسه جلب توجه از تنش مایه نمیزاره!!

پسری که ازمردونگی ومعرفت مایه بزاره از جیبش لازم نیست مایه خرج کنه!!

*****جمله های نوستالژی*****

من تو را دوست داشتم

تو اما بگذار حفظ شود آبروى دل در سه نقطه ها…

*****جمله های نوستالژی*****

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟:(

*****جمله های نوستالژی*****

کیا یادشونه تو دهه ی شصت عشقمون چسبوندن عکس برگردون رو کتابامون بود. اینقد با ناخن رو زرورقش میکشیدیم تا مطمئن شیم عکسش رو کاغذ چسبیده.

*****جمله های نوستالژی*****

شما یادتون نمیاد یه پفکهای بود توشون یه جعبه پلاستیکی کوچیک بود که جایزه داشتن. بزرگترین جایزه ش هم صدتومن بود وای چقد پفک خوردم تا بلاخره صدتومن برنده شدم. چه احوال غریبی داشتم بیست سال قبل

*****جمله های نوستالژی*****

میز نیمکت های چوبی و میخ دار رو کی یادشه؟ زیر میز ۳تا جای کیف یا کتاب داشت… وقت امتحان یه نفر باید میرفت زیر میز و ورقه ش رو میذاشت رو نیمکت…

*****جمله های نوستالژی*****

وقتی مدرسه میرفتیم ناظم میومد سر کلاس میگفت فردا ۵۰تومن پول بیارید با کاسه و قاشق آش میدیم!

*****جمله های نوستالژی*****

ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻫﺎﻱ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭ ﻫﺮ ﺟﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﺎﺹ ﻛﻨﻲ. ﺑﻲ ﺧﺎﺻﻴﺖ ﺗﺮ ﻣﻴﺸﻦ!

*****جمله های نوستالژی*****

خیلی ها مث من با اینکه واسه خودشون کسی هستن واسه اونی که همه کس شونه هیچکسی نیستند

*****جمله های نوستالژی*****

شاملو :گاه مى اندیشم، چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم، همین مرا بس که کوچه اى داشته باشم بارانى… و انسانهایى در زندگیم زلال تر از باران…..

 


محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

دسته بندی: خاطرات خنده دار
Soheil
۱۳۹۲/۱۲/۰۹
بازدید: 60834
بدون دیدگاه
ادامه مطلب رو دنبال کن ...

خاطرات و اعترافات خنده دار دوران مدرسه

  خاطرات مدرسه, اعترافات دوران مدرسه, دقت کردین مدرسه

آرشیو خاطرات خنده دار چی گفت

آرشیو اس ام اس های خنده دار

سلامتی اونی که همیشه یا بیرون کلاس بود
یا تو دفتر مدرسه فقط به عشق اینکه خنده رو لب دوستاش بنشونه 😉

.

.
عاغا کصافط اینطوری نوشته میشه “کثافت”
گفتم یادآوری کنم بچه هایی که میرن مدرسه غلط املایی هاشونو گردن ما نندازن !
راستی عاغا هم آقا نوشته میشه !
.
.
.
غصه نداره که تا چشم به هم بزنی ۹ ماه تموم میشه …
” زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور “
.
.
.
حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد …
.
.
.
شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود
از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !
وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود 😀
.
.

خاطرات مدرسه, اعترافات دوران مدرسه, دقت کردین مدرسه
.
یادش بخیر لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت
توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت :(
.
.
.
یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !
.
.
.
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
.
.
.
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم
تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته :)


محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

Soheil
۱۳۹۲/۰۷/۰۲
بازدید: 27406
۲ دیدگاه
ادامه مطلب رو دنبال کن ...

اعتراف های خنده دار و بامزه,خاطره های خنده دار,تا حالا دقت کردین

اعتراف کنید

سلام و عرض ادب خدمت هواداران سایت چی گفت

دوستای گلم یه بخش جدید به سایت اضافه کردم امیدوارم خوشتون بیادlove

توی این بخش شما میتونید اعترافات خودتونو برای ما بفرستید.

حالا به ادامه مطلب برید و این اعترافات جدید  و جالبو هم بخونید….


محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

Soheil
۱۳۹۲/۰۶/۱۵
بازدید: 42088
۷ دیدگاه
ادامه مطلب رو دنبال کن ...

سری نهم خاطرات خنده دار شما دوستان

جوک و خاطره خنده دار

آرشیو خاطرات خنده دار…

عاقا با فرقـــــون تصادف کنم کتــلــت شم اگه دروغ بگم

دیروز تو یه سایت معروف داشتم می گشتم یه دفه یه پست دیدم که اشک شادی تو چشام حلقه زد…

محتوای پست دقیقن این بود:

“:)——-are”

بعد پایینشو نگاه کردم دیدم ۱۷ (هیفده) تا لایک خورده 😐

واقن این همه پشت کار شما رو به وجد نمیاره؟! … ؟

*

*

*

یو اس بی هابمو شکستم یه سیم بهش وصل کردم زدم به یه لامپLED روشن شد از خوشحالی داشتم میمیردم همینجوری داشتم لامپو نگاه میکردم یهو کامپیوتر شروع کشید به سوت زدن لامپه سوخت یواس بی هابم سیمش پاره شد

*

*

*

بابا یه لحظه خوشحالی کردما حتمن این همه بلا لازم بود؟

*

*

*

آقا دم در خونه داشتم ماشین رو تمیز میکردم(یه پژو پارس کپ دارم)بعد دیدم دختر همسایمون با ماشین خواست بره بیرون که یکم که رفت سر کوچه که رسید خواست بپیچه رفت تو جوب (از خونه ما تا سر کوچه ۲ تا خونه فاصلا)حالا مگه خنده میزاره برم کمک وقتی خندم تمام شد رفتم میگم چی شد میگه هیچ یه ماشین امد تو روم هول شدم !!!!!!!!!

اما ماشینی اونجا نبود!!!!!!!!!!!!!!

 

*

*

*

 

اقا من ریاضی تجدید اوردم ولی نمیدونم چرا اصن ناراحت نیستم

حتی استرسم ندارم

بابای بنده خدام که اصن قربونش برم یادش نیس بچه دار شده

عموم مثلاً اومد دلداری بده میگه :خاک تو سرت کنن آب رو کلّ خاندانمونو بردی

حالا چی این یکی عموم دوران مدرسه مثلاً اومده درس بخونه بعد یه ساعت بابام دیدش گفته: کریم کریم کتابو بر عکس گرفتی

تو همچین خانواده ای بزرگ شدما!!!

*

*

*


محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

Soheil
۱۳۹۲/۰۶/۰۷
بازدید: 37288
بدون دیدگاه
ادامه مطلب رو دنبال کن ...

خاطره های خنده دار ارسالی شما دوستان(سری هشتم)

ورود به آرشیو خاطرات خنده دار

جدیدترین خاطره های خنده دار

عاغا ما یه گودزیلا داریم که یه ابجی کوچولو تو راه داره

یروز من و زن دایبم و گودزیلا رفته بودیم واس مسافر کوچولو لباس بگیریم ومامانش یه لباس صورتی برداشته میگه رضاجون خوبه؟گودزیلا(رضا)میگه نه مامانی ابی بردار مامانش میگه اخه دختره اونم میگه مامان اگه اجیم پسرباشه چی؟

منو میگی انقد دیوارای مغازه ی طرفو گاز زدم یارو پول یه جین لباس ب عنوان خسارت ازم گرف

*

*

*

یه روز نشسته بودیم تو کلاس ، بعد از زنگ ورزش بود ، یه دفعه من مسخره بازیم گل کرد ، یه شیشه اب با جوهر پر کردم افتادم به جون بچه ها خلاصه بعد از اینکه حسابی رنگیشون کردم شیشه رو پرت کردم از پنجره بیرون ، از شانس بد ما شیشه رنگی افتاده بود بالا ماشین دبیر ریاضیمون ، کار کشید به شکایت از همسایه ها ، خوشبختانه منم کسی لو نداد

*

*

*

امروز با اینکه حالم خوب نبود کلی اهالی خونه رو خندوندم…بعد مامانم میگه عزیزم اگه تو بمیری ما دیگه تو خونه دلقک نداریم.%به کی بخندیم دیگه؟

_____یعنی محبت مامانم تو حلق همه توون________


محبوب کن - فیس نما اشتراک گذاری در کلوب

دسته بندی: خاطرات خنده دار
Soheil
۱۳۹۲/۰۴/۲۴
بازدید: 23504
بدون دیدگاه
ادامه مطلب رو دنبال کن ...
صفحات سایت: 

به علت بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید.


صفحات ویژه
آرزو میکنم اعتراف میکنم حرف دل آهنگ پیشواز ایرانسل آهنگ پیشواز همراه اول